پارت پنجاه و پنجم :

دوباره عطر نرگسی‌های روی پایش را به سینه برد.
- آره خدایی من فکر نمی‌کردم انقدر کارشون درست باشه. از یه جایی به بعد می‌خواستم پاشم به اون لوسولداعه فحش بدم بگم بابا سردین پدرتو کشته به پسرش چی‌کار داری؟ دیدی چطور روبسپیرو پیش مرگ خودش کرد؟ اصلاً از حسامم بدم اومد با این نقشش.
شاهان مثل تمام مسیر، به تعریف‌های سرمه لبخند زد و سر تکان داد. با اشاره به سبد بزرگی که سرمه روی پا گرفته

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    0

    عالی عالی عالی دست گلت درد نکنه ملیکا جونم قلم زیبات مانا💕💕💕💕💕

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹وای قلبم عزیزم شاهان ممنون خسته نباشید واقعا زیبا بود

    ۵ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    ای‌جووونم نوش نگاه‌ت

    ۵ ماه پیش
  • هانیه

    1

    اووووو جناب پادشاه از این کارا هم بلد بوده و رو نمی کرده 😇😍😁😂

    ۵ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    مث اینکه😌❤️

    ۵ ماه پیش
  • نفس

    1

    ماشاءالله شاهان خان روز به روز چیزای جدیدی ازش یاد می گیرم به شخصیت جدیش که فکر می کنم عاشقانه هاشون برام یکم غیر قابل باور ولی خیلی خوب دل می بره

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    آرههه پسرمون آب ندیده بود وگرنه قواصیه واسه خودش😁🤌🏻

    ۶ ماه پیش
  • مژده

    0

    من که هر پارت رو چند بار میخونم ملیکا جون ببخش اذیتت میکنم قشنگم

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    آخ من قربون شما برمم شکر که کار لایق نگاهته❤

    ۶ ماه پیش
  • ماهرخ

    1

    خدا قوت عالی مثل همیشه . فقط به نمایندگی از شدو خوانا 😡😡😡😡😡😡😊

    ۶ ماه پیش
  • راحله

    3

    این دختر هم تا یه بوس بده همه رو میکشه ایقدر مقاومت می کنه

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    میبینی؟ حالا من بودم الان یه بچه تو بغل شاهان بود😂

    ۶ ماه پیش
  • عاطی

    1

    حرف حق به دل میشینه ملیکا....😎😁

    ۶ ماه پیش
  • عاطی

    0

    همه چی ربط به گذشتش داره🤣😎😁

    ۶ ماه پیش
  • عاطی

    1

    پارت های ملیکا همه زیبا هستن همه عالی هستن ملیکا نویسنده قهاری هست کاربلده نیازی به تحسین نیست اما من با یک جمله مخالفم ملیکا...بذار ببوسمت محل بوسه مهم نیست؟؟ مهم نیست؟ اتفاقا خیلیم مهمه..مهمه😁ملیکا خودتم میدونی خیلی مهمه😬😁 کاری به شاهان و محدودیت های نویسندگی ندارم اما محل بوسه مهمه دوستان😎

    ۶ ماه پیش
  • عاطی

    2

    از اتاق فرمان میگن اصلا بوسه مهم نیست

    ۶ ماه پیش
  • فرشته

    2

    قلبت را لابه لای کلماتِ شاهکارش جا می گذاری😍❤️ رمانی بی نظیر و ستودنی😍❤️ بهترینی بانو❤️

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    ای‌جانم نوش نگاهت😍

    ۶ ماه پیش
  • عاطی

    1

    سرمه فهمید حروف ابجد اسم پدر خودشه؟ شماره۲۷۵ ادریس میشد دیگه..سرمه تیزه دیگه... مهری و ادریس ..مهری مادر سرمه بوده کشتنش سیمین تنها بوده اما بخاطر همین تنها شدنش احتمالا توی جنایت سهیم بوده و سکوت کرده مهرابم مشکوکه

    ۶ ماه پیش
  • مینا

    1

    وایییی چه خلوت قشنگ وعاشقانه اییی داشتن بقول شاعر *** ذوق شدیم .خیلی خوشم از کار سرمه اومد که شاهیارو تنها نزاشت مممنون مایکا جون عالی بود❤️

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️